اگر بپذیریم که یک رابطه ی واقعی بین ایده های ما و اتفاقاتی که در اطراف ما می افتد وجود دارد می توانیم بخشی از ناکارآمدی های حکومت و شرایط اقتصادی-اجتماعی کنونی را ناشی از ایده‌های مسئولین و سیاستمداران بدانیم.

گزاف نیست اگر بگوییم که رابطه ای وجود دارد بین تفکرات سیاستمداران، مسئولین کشورها و دستگاههای اجرایی کشور در مدیریت منابع مالی و اقتصادی، منابع انسانی و شکل دهی به جریان تفکر در کشور.

آنچه که امروز در صحنه عمومی جامعه ایران قابل مشاهده است یک نگاشت و رابطه جدی بین تفکر سیاستمداران و شرایط واقعی کشور است. تفکری که گویی راهی غیر از این میزان از بحران و فشار اقتصادی را برای ما باقی نگذاشته است.
یکی از مهمترین ویژگی هایی که باید به نقد کشیده بشود تفکراتی است که در شرایط کنونی کشور عامل بحران های عجیب و غریب اطراف ماست.
ساخت هایپرمارکت های عظیم، توسعه فرهنگ مصرف و خرید بدون قید و شرط، توسعه کمی فروشگاه ها در تک تک خیابان های کشور، رابطه ای عمیق بین تفکرات حاکم بر کشور و نهاد سرمایه را برملا می کند.

بحران های اقتصادی امروز ناشی از تفکری است که در ایران از بعد از دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی بنیان‌گذاری شد و هنوز که هنوزه با همان روش و با همان شیوه ادامه دارد

میراث هاشمی رفسنجانی

شاید مهم ترین ویژگی که دولت‌های بعد از آقای رفسنجانی آن تأکید کردند این بود که دولت ناکارآمد است. مدیران دولتی توانایی مدیریت بهینه منابع اقتصادی یا بنگاه‌های اقتصادی را ندارند و لذا بخش خصوصی باید وارد میدان شود و کنترل اقتصاد را بر عهده گیرد. مهمترین ویژگی این تفکر در این خلاصه می شود که بنگاه های خصوصی اگر مالک کسب و کار های بزرگ باشند بهتر از مدیران دولتی می‌دانند که چطور هزینه کنند چطور توسعه بدهند، چطور با کشورهای دیگر ارتباط برقرار کنند و بازار خود را هرروز توسعه بدهند و در عین حال تکنولوژی خود را به روز نگه دارند

مثال های جالبی هم بیان می‌کردند که نشان دهند مدیریت دولتی ناکارآمد است. یکی از این مثال ها کارخانه نساجی مازندران در شهر قائمشهر است که در دوران رضاخان بنا شده بود. کلنگ احداث این کارخانه در سال ۱۳۰۷ به زمین خورد و احداث بنا و خريد و نصب ماشين آلات در زمینی به مساحت ۶۶۳۳ متر مربع به مدت دو سال بطول انجاميد و در سال ۱۳۰۹ بهره برداري از ماشين آلات شروع گرديد. این کارخانه تحت کنترل مدیریت دولتی و زیرتیغ خصوصی سازی، تکه پاره شد و عملاً از بین رفته است. شاید بهتر بتوان گفت که کل صنعت نساجی که بخش عمده ای از این صنعت در اختیار شرکت‌های دولتی یا نیمه دولتی بود به بیراهه رفت.

شاید در کلان قضیه اگر نگاه بکنیم واقعیت هم همین باشد یعنی مدیران دولتی، یا بهتر بگوییم مدیران ناکارآمد دولتی، همه این بلاها را بر سر کشور آورده اند اما آنچه که ما الآن راجع به آن می خواهیم صحبت کنیم، بیشتر معطوف به بنیان های فکری حاکم بر جامعه است و نه عدم توانایی مدیران اجرائی کشور.

تا تفکر اصلاح نشود، وضعیت همین است

بسیاری از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در شعارهای تبلیغاتی خود صریحاً ذکر می‌کنند که باید دولت از تصدی‌گری اقتصاد بیرون برود و اقتصاد توسط خود مردم کنترل بشود و مدیریت و اجرا شود و دولت صرفاً وظیفه تسهیل گری داشته باشد. اما آنچه که در واقعیت اتفاق افتاده است این است که دولت نه تنها نتوانسته تصدی‌گری خود را کاهش بدهد بلکه باعث ایجاد چالش‌های بسیار قابل توجهی برای کسب و کارهای خصوصی شده است

حال سوال اساسی اینجاست که آیا بنیا های فکری عامل اصلی بروز مشکلاتی است که امروز با آن مواجه ایم یا شیوه اجرای مدیران؟!
به بیان دیگر باید این سوال را پرسید که آیا اشکال اساسی از تفکر است یا بی عرضگی برخی از مدیران دولتی

به نظر بنده بنیان‌های فکری مسئولین و حاکمان در سطح کلان کشور، آسیب‌های به مراتب جدی‌تری را بر این کشور وارد کرده‌اند تا سوء مدیریت برخی از مدیران دولتی و اجرایی کشور.

وقتی همه مدیران اجرایی و عملیاتی کشور، فارغ از هر گونه جریان های سیاسی و فکری، مطابق مبانی فکری ایالات متحده آمریکا عمل می‌کنند یعنی یک ارزش باورنکردنی به نهاد سرمایه و سرمایه گذاران و سرمایه داران می بخشند به طوری که کنترل کردن آنها دیگر در اختیار دولت‌ها و حکومت‌ها نیست و فقط به جهت آنکه یک سرمایه‌گذار، شعار ایجاد اشتغال می‌دهد دربهای کشور را به روی او باز می کنند تا وارد کشور شود. اساساً برای مدیران مهم نیست که چه تعداد کسب و کارهای خصوصی داخلی و چه تعداد پدرانی که مسئول تامین معاش فرزندان خانواده خود هستند شغل خود را از دست میدهند!

ایران مال
نمایی از ایران مال، بزرگترین مرکز خرید خاورمیانه!

امروز می بینیم فروشگاه های بزرگی است که با سرمایه های بسیار هنگفت چه داخلی و چه خارجی در فضای کسب و کارهای خرده فروشی در سطح کشور فعالیت می‌کنند اما نمی دانیم که چه تعداد کسب و کارهای کوچک سنتی را فدا می کنیم تا این ها رشد کنند و مشتریان بیشتری را به خود جذب کنند و با شعار تخفیفات فضایی سهم بسیار بالای بازار مصرفی خانوارها را از آن خود کند.

در یک نگاه کلی می توان گفت وجود هایپر مارکتها می‌توانست بسیار به رونق کسب و کارهای تولید داخل کمک کند، می توانست اشتغال را افزایش دهد و می‌توانست باعث افزایش رفاه عمومی مردم جامعه شود، اما آنچه ما امروز با آن مواجه هستیم وجود یک نهاد قدرتمند پولداری است که در هر محلی که وارد می شود تعداد بسیار زیادی کسب و کارهای سنتی را که پدران و همسران خانواده های آن محله را دچار بحران های شدید اقتصادی می کنند.

در یک نگاه سرمایه دارانه اساساً این موضوع اهمیت پیدا نمی‌کند و مهم آن است که کسب و کارهای خصوصی بتوانند با فراغ بال و با آزادی کامل در فضای اقتصادی کشور فعالیت کنند و دولت اصطلاحاً چوب لای چرخ آنها نگذارد. اما همین تفکر است که باعث شده بخش عمده ای از بحران های اقتصادی در محله های کوچک کشور حتی در شهرهای دور افتاده دچار بحران دچار بحران شود

راهکار چیست؟!

شاید یکی از راهکارهای برخورد با معلول (نه علت اصلی!) این است که دولت ها و نمایندگان مجلس درکشور، وارد حوزه کنترل سرمایه های کلان شوند. شاید در برخی موراد لازم باشد، سرمایه گذاری ها منطبق بر یک برنامه کلان باشد و راهکارهای جلوگیری از عوارض سرمایه گذاری های عظیم نیز در برنامه های سرمایه گذاری لحاظ شود.

همین بنیان‌های فکری مسئولین و حاکمان است که باعث می شود نقش و اهمیت بسیار بالایی برای سرمایه داران لحاظ شود و نه تنها جلوی سرمایه گذاری های عظیم گرفته نشود، بلکه مشوق هایی هم برای سرمایه داران کلان کشور در نظر گرفته شود.

شاید لازم باشد بند مسئولیت های اجتماعی در سرمایه گذاری های کلان، پررنگ تر نوشته شود و لازم الاجرا بشود تا هر نهاد سرمایه داری، هر طوری که دلش می خواهد با آینده ملت ایران بازی نکند. نظام اقتصاد بازار آزاد نباید با بی بد و باری اقتصادی اشتباه گرفته شود. بنیان های کاپیتالیسم در تعارض جدی با مبانی نظام اقتصادی اسلامی است ولی افسوس که سیاستمداران کشور آنچنان مجذوب نگاه های سرمایه دارانه شده اند که حتی فرصت اندیشیدن به اقشار کم درآمد جامعه را از یاد برده اند.

  • facebook
  • googleplus
  • twitter
  • linkedin
  • linkedin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *