یادگیری زبان انگلیسی در ایران یک مسیر عجیب و غریب است. صدها هزار نفر طی سالهای گذشته در مؤسساتی مثل سفیر، ایرانکانادا، کانون زبان ایران، شکوه، آریانپور و دهها مرکز دیگر ثبتنام کردهاند… اما واقعیت این است:
اگر این دورهها واقعاً مؤثر بودند، امروز باید اطرافمان پر از افرادی میبود که به زبان انگلیسی مسلط اند — اما نیستند!
برای همین این موضوع برای نویسنده مطرح شده که واقعاً چرا دورههای آموزش زبان انگلیسی کار نمیکنند! این مقاله حاصل تجربه سالها کلاس رفتن، آزمون دادن، کتاب خواندن و حتی زندگی در خارج از ایران است. تجربهای که من را به یک نتیجه مهم رساند:
مشکل نه در زبانآموز است و نه در استعداد؛ مشکل در «روش آموزش» است.
و همین موضوع بعدها باعث شد سالها پیش روش جدیدی برای آموزش Speaking زبان انگلیسی طراحی کنم؛ روشی که بعدها زبانآموزها آن را «چیزی شبیه معجزه» توصیف میکنند. در این مطلب قصد دارم در خصوص چالشهای مطالعه و یادگیری زبان انگلیسی صحبت کنم و تجربیات خودم را در اختیار مخاطبانم قرار دهم. اما قبل از معرفی این روش، یک سؤال کلیدی وجود دارد…
یادگیری زبان انگلیسی چه تغییری در زندگی ما ایجاد میکند؟
فراگیری زبان انگلیسی یکی از قدرتمندترین مهارتهای عصر دیجیتال است. بدون اغراق، این مهارت میتواند مسیر زندگی هر فردی — دانشجو، کارمند، مدیر، استاد دانشگاه، کسی که قصد مهاجرت دارد، یا حتی یک نوجوان — را تغییر دهد.

۱. فرصتهای شغلی چندبرابر
-
دسترسی به موقعیتهای بینالمللی
-
امکان کار ریموت با شرکتهای خارجی و نتیجتاً درآمد دلاری و پایدارتر
- ارتقای سریعتر در سازمانها به سبب سهولت یادگیری آخرین دستاوردها (که به زبان انگلیسی هستند)
۲. پیشرفت تحصیلی و دسترسی به دانش روز
-
مطالعه منابع معتبر بدون انتظار نسخه فارسی در وبسایتهایی مانند sciencedirect.com
-
شرکت در دورههای آنلاین بهترین دانشگاهها در سایتهایی مانند Coursera.org یا udemy.com و بسیاری از وبسایتهای مهم آموزشی و مهارتی دیگر
-
ارتباط با اساتید و پژوهشگران بینالمللی
۳. آزادی دیجیتال
بخش بزرگی از اینترنت، ابزارهای هوش مصنوعی، آموزشهای تخصصی و محتوای کاربردی… به زبان انگلیسی است. شاید بدانید که وقتی یک سوال مشخص را از ChatGPT به زبان انگلیسی بپرسید جواب به مراتب بهتری میدهد نسبت به اینکه دقیقاً ترجمه شده همان سوال را به زبان فارسی از آن بپرسید.
هر کسی انگلیسی بلد باشد، عملاً به دنیایی بزرگتر وصل میشود. همان چیزی که سالهاست دهکده جهانی نام گرفته است.
۴. اعتمادبهنفس اجتماعی و بینالمللی
در سفر، محیط کار، کنفرانسها و ارتباطات شخصی، فردی که بتواند انگلیسی حرف بزند، همیشه یک قدم جلوتر است.
۵. تغییر مدل ذهنی
مطالعه کتابها، شنیدن پادکستها و ارتباط با جوامع جهانی، نگرش و زاویه دید انسان را عمیقاً تغییر میدهد.
خلاصه اینکه: بلد بودن انگلیسی یک پیشنیاز مهم است برای هر چیزی در دنیای دیجیتال امروز.
پس مشکل کجاست؟ چرا اکثریت بعد از سالها کلاس هنوز نمیتوانند صحبت کنند؟

اگر برگردیم به همان سوال اصلی که «چرا دورههای آموزش زبان انگلیسی کار نمیکنند»، میتوانیم بعضی از چالشهای مهم را مرور کنیم. بعد از تجربه چندین مؤسسه، مطالعه روشهای مختلف و مشاهده هزاران زبانآموز، به چند دلیل روشن رسیدم:
۱. آموزشگاهها زبان را مثل ریاضی یاد میدهند، نه مثل یک مهارت زنده
کتابهای سنگین، تمرکز بر گرامر، حفظ لغات و امتحانات کتبی یا چندگزینهای.
اما زبان یک «مهارت اجرایی» است، نه یک «دانش تئوری». زبان انگلیسی (یا هر زبان دیگری) با تکرار و آزمون و خطای کلامی آغاز میشود و نه با گرامر و دستور زبان!
در زندگی واقعی:
-
هیچگاه هیچکس از شما Present Perfect Continuous نمیپرسد
-
کسی از شما معنی ۵۰۰ لغت سخت نمیخواهد
تنها چیزی که میخواهد این است که بتوانید ارتباط برقرار کنید.
۲. تمرکز بیش از حد بر گرامر، تولید زبان را فلج میکند
ذهن زبانآموز مدام چک میکند:
«این زمان درست است؟ این گرامر را بلدی؟ این جمله صحیح است؟» و همین باعث میشود جملهسازی کند شود یا اصلاً شکل نگیرد.
۳. کلاسهای گروهی (معمولاً) فرصت صحبت کردن واقعی نمیدهند
در یک کلاس ۱۲ نفره، سهم هر زبانآموز از یک جلسه ۹۰ دقیقهای شاید ۲ تا ۳ دقیقه باشد. یعنی ۹۷٪ زمان فقط «شنونده» هستید.
مهارت شنیداری مهم است، اما بدون تمرین عملی «تولید زبان»، هیچ اتفاقی نمیافتد.
۴. سیستم آموزشی از شما میخواهد کامل شوید، بعد حرف بزنید
یعنی اول:
-
لغت زیادی یاد بگیرید
-
دیکته لغات را بیاموزید
-
گرامرهای سرگیجه آور بیانتهایی را بیاموزید
-
تمرین زیاد انجام دهید
-
درس زیاد
-
آزمونهای کتبی زیاد
و تازه بعد از همه اینها باید «شروع کنید» به صحبت کردن.این کاملاً برعکس مسیر طبیعی یادگیری زبان در جهان واقعی است.
راهکار اصلی: بازگشت به روش طبیعی یادگیری زبان (مثل یک کودک)

اجازه بدهید یک مثال روشن بزنم؛ مثالی که همه چیز را توضیح میدهد:
کودک ۷ سالهای را تصور کنید که در انگلستان، ایرلند یا آمریکا بزرگ میشود
این کودک:
-
هنوز حتی حروف انگلیسی را نمیشناسد
-
نمیداند انگلیسی از چپ به راست نوشته میشود یا از راست به چپ
-
مفهوم گرامر برایش مبهم است
-
هیچوقت کتاب لغت باز نکرده
اما نتیجه چیست؟
کاملاً روان و بدون ترس صحبت میکند.
چطور ممکن است؟
چون زبان را از مسیر واقعیِ یادگیری زبان یاد گرفته: با شنیدن و گفتن. نه با حفظ و آزمون.
او:
-
اول صحبت میکند
-
بعد اصلاح میشود
-
بعد در طول زمان کاملتر میشود
اما ما در ایران چه کار میکنیم؟
-
اول کلی لغت
-
بعد کلی گرامر
-
بعد انواع زمانها
-
بعد تکالیف و تست
-
و بعد تازه قرار است دو جمله کنار هم بگذاریم!
نتیجه؟
ذهن قفل میشود و زبان تولید نمیشود.
این همان دور باطلی است که سالها ادامه دارد و میلیونها نفر را خسته کرده است.
پس تا همینجا اگر بخواهیم راهکاری بدهیم باید اشاره کنیم که اولاً چرخ را از نو اختراع نکنید. سعی کنید که بشنوید و تمرین کنید. حتی اگر جملات اولیه شما فعل و فاعلش به هم نمیخورد. حتی گاهی مطمئن نیستید که کلمه Hello دو تا L دارد یا یک L کافی بوده است! ثانیاً بدانید که گرامر انگلیسی مانند دستور زبان فارسی است. شما میتوانید سالهای سال فارسی ارتباط برقرار کنید بدون اینکه اصلاً نیازی باشد که مدرسه بروید یا در دبیرستان تفاوت ماضی التزامی و بعید را بلد باشید یا مثلاً بدانید که ممارست با «س» درست است یا «ص»!
روش پارتیزانی: شکستن این چرخه معیوب
«آموزش Speaking به روش پارتیزانی» دقیقاً برای شکستن این مدل اشتباه طراحی شده است.
در این روش:
-
زبان را از بستر مکالمه و جملات میآموزیم
-
از روز اول صحبت میکنی
-
با کمترین لغات بیشترین خروجی را میگیری
-
با تمرینهای کوتاه، پارتیزانی و کاملاً عملی مواجه میشوی
-
بدون وسواس لغت، بدون وسواس گرامر، بدون ترس از اشتباه پیش میروی
این روش مبتنی بر یک اصل ساده اما قدرتمند است:
اگر بتوانی انگلیسی تولید کنی، همهچیز درست میشود.
اگر فقط مصرفکننده باشی، هیچوقت به نقطه صحبت کردن نمیرسی.
و چیزی که طی سالها ثابت شده:
این روش به طرز عجیبی سریع جواب میدهد. بسیاری از زبانآموزها آن را شبیه یک «معجزه» میدانند.
برای چه کسانی مناسب است؟
این دوره مخصوص کسانی است که:
-
سالها کلاس رفتهاند اما هنوز نمیتوانند روان صحبت کنند
-
دایره لغت محدودی دارند
-
به دنبال روش سریع و کاربردی هستند
-
اعتمادبهنفس لازم برای صحبت کردن را ندارند
-
زمان کافی برای دورههای طولانی و کتابهای سنگین ندارند
اگر این توصیفها را در خودتان میبینید، روش پارتیزانی احتمالاً بهترین مسیر شما برای یادگیری مکالمه است.
لازم است تاکید کنیم که این دوره جایگزین فراگیری لغات و اصطلاحات انگلیسی نیست. مساله این است که شیوه صحیح فراگیری و به کار بردن کلمات است که اهمیت دارد.
جمعبندی
یادگیری زبان انگلیسی سخت نیست؛ فقط روشهای آموزشی رایج اشتباهاند. سیستمی که مسیر را برعکس میرود، نمیتواند خروجی واقعی تولید کند.
اما اگر زبان را همانطور که مغز انسان طراحی شده یاد بگیرد — از طریق شنیدن، گفتن، تکرار، اصلاح و استفاده واقعی — یادگیری بسیار سریع و لذتبخش میشود.
روش پارتیزانی دقیقاً بر همین اساس ساخته شده است:
یک روش چریکی، کوتاه، فشرده و نتیجهمحور که مسیر مکالمه انگلیسی را از سالها به چند هفته کاهش میدهد.







همیشه یکی از معضلات سیستم آموزشی در همه جای کشور همین خطی بودن همه چیز است در حالی که در واقعیت اصلا اینجوری نیست مخصوصا در کار
شما به این نکته اشاره کردید که ساختار دوره، روش تدریس، تمرین واقعی و پیوستگی یادگیری مهمتر از اسم و برند دوره است و این دقیقاً همان چیزی است که من بعد از چند دوره سطحبالا هم احساس کردم هنوز در مکالمه ضعف دارم.
هرچی از سیستم آموزشی اشتباه بگیم کم گفتیم.
شاید واقعا بهتر باشه برای تمرین و تست هم که شده یک روش جدیدی رو برای یادگیری امتحان کنیم نه فقط در زبان
به نظرم خیلی حرف های درستی هست. نظام آموزشی تو هر مقطعی باعث شده که روش های قدیمی دیگه کارساز نباشن چون در جهان همه چیز در حال تغییره.
سلام استادجان
به نظر من هم موضوع خیلی پراهمیتی رو مطرح کردین. این مدلی که به ما یاد دادن واقعاً بی مصرفه… انگار نه انگار که کلی وقت تلف میشه و نتیجه ای هم نداره. حتی این آموزشگاههای مختلف هم که دارند زبان تدریس میکنن به همون وضعیتی دچار شدن که نظام آموزش و پرورش توی درس زبان بهش پرداخته میشه
خلاصه اینکه واقعاً راهکار صحیحی هم مطرح کردین
سلام
متاسفانه اینطور شده. البته باید عرض کنم که شاید در بین همین آموزشگاهها هم افراد یا اساتیدی پیدا بشوند که به شیوه نوینتر و خلاقانهتری آموزش را صورت بدهند اما آنچه در این مطلب گفته شده، به جریان کلی این حوزه میپردازد.
ممنون