در یک ماه پیش رو زد و خورد عجیبی بین “روزه داران” و “روزه خواران” در پیش است.
گویی این یک ماه عدهای مستقیماً بلیط بهشت را می خرند و عدهای دیگر با خیال راحت به قلپ قلپ نوشیدن بطری آب خنک در پیادهروهای شهر می پردازند تا خدای ناکرده، به خاطر بی آبی، پوستشان چروک برندارد!
البته این اختلاف نظرها در بین آحاد جامعه مختص به ماه رمضان نیست و تقریباً در همه ابعاد زندگی ما جریان دارد.
چند مورد را به خودم یادآوری میکنم تا شاید بیان کردنشان باعث اصلاح عمل خودم بشود…
اگر روزه نمیگیری…
اگر روزه نمی گیری و به نماز و روزه و هر چیزی که مرتبط با روزه است اعتقاد نداری، حق نداری روزه داران را عدهای بی سواد عقب مانده فرض کنی!
حق نداری با نگاهی از بالا به پایین به روزه داران که احتمالاً هم کمی ناتوان تر می شوند نگاه کنی…
اگر روزه نمی گیری حق نداری فکر کنی که اگر روزه داران، کمی بیشتر فکر کنند و با نگاهی عمیق تر به جهان و حکومت نگاه کنند حتماً به نتیجهای که تو رسیده ای می رسند…
اگر روزه میگیری…
اگر روزه میگیری و به خاطر گرسنگی کم تحمل می شوی و بیشتر پرخاش می کنی، حق الناس به گردن خود می اندازی، همان بهتر که به خودت گرسنگی و تشنگی ندهی…
اگر روزه داری و میبینی یک نفر در خیابان یا محل کار، نهار می خورد و بویی هم راه انداخته، حق نداری سر تکان بدهی و برای نجات آن روزه خوار، دلسوزیِ بیش از حد کنی…
اگر روزه داری و فکر کنی، انسان بهتری شده ای و یا با هر کلمه قرآن خواندن، آجرهای محل سکونت خود در بهشت را میچینی، بدان که نه تنها الگوی خوبی از دینداری برای اطرافیان خود نیستی، بلکه مضر هم هستی…

چه روزه بگیری، چه نگیری…
چه روزه بگیری و چه روزه نگیری، بدان که احترام به اعتقادات دیگران اصلی غیرقابل اجتناب در آینده مشترک همه ماست. فارغ از هر دین و آیئینی، بایستی مدارا کردن با همدیگر را بیاموزیم و در کنار همدیگر تمرین کنیم.
همه روزه داران باید یادشان باشد که “حر عاملی” تا گردن زدن امام خود هم پیش رفت ولی در “یک لحظه” همه چیز عوض شد. حر، به همه ما آموخت که نمی توانیم حدس بزنیم، در انتهای قصه مان خوب خواهیم ماند یا بد…
تغییرات بزرگ در لحظات کوچک اتفاق میافتند.





آقای بوترابی واقعاً قلم گیرایی دارین. امیدوارم بیشتر بنویسید و ما بیشتر لذت ببریم. یا علی