سخنرانی بابک بوترابی برای دانش آموزان دبیرستان ماندگار البرز (همان دبیرستان البرز) تهران در دوران کرونا
این سخنرانی در اردیبهشت 1399 ایراد شده و تلاش دارد تا کمی درباره آینده توضیح دهد. در این سخنرانی تمام تلاش سخنران این بوده است که یک پا روی زمین (بخوانید سنت) و یک پا روی آسمان (بخوانید آینده) برخی ویژگیهای جهان آینده را مطرح کند.
این سخنرانی که به شیوه خاصی در میان سلسله مباحثی مطرح شد که فضای آینده (باز هم بخوانید دنیای دیجیتال!) را برای جمعی از نخبگان کشور تشریح کند.
نقش رسانهها
در دنیای پیش روی ما نقش “رسانهها” بیش از زمان دیگری کلیدی است و شناخت نسل جوان از این رسانهها موضوعی بسیار کلیدی و حیاتی است که جایگزین ندارد. در این سخنرانی تلاش شده است تا کارکردهای کلیدی رسانهها مورد بررسی قرار گیرد و به صورت کاملاً خلاصه تلاش دارد تا به نوجوانان دبیرستان البرز تهران یادآوری کند که رسانهها علاوه بر کارکردهای طبیعی و ذاتی خود، به ما شیوه فکر کردن هم میآموزند (یا از ما میستانند!)
هوش مصنوعی
دنیای آینده بدون هوش مصنوعی قابل تصور نیست. استفاده از ماشینهای خودیادگیرنده با تکیه به الگوریتمهای کامپیوتری بعضاً پیچیده، جهان جدیدی را خلق خواهد کرد که در بین برخی متفکرین به انقلاب چهارم صنعتی نامگذاری شده است. عوامل هوشمند (Intelligent Agents) جای کار برای عوامل انسانی را تنگتر از همیشه خواهند کرد و البته نیروهای زبده متخصص بیش از هر زمان دیگری مورد تقاضای بازارکار جهان و ایرانی خواهند بود.
هیچ حوزه دانشی و کسبوکاری نخواهد بود که بدون استفاده از زیرساخت اینترنت و فضای دیجیتال موجودیت خود را حفظ کرده باشد و سرسختترین صنایع نیز بالضروره از تکنولوژی و فناوری اطلاعات استفاده خواهند کرد. دانش فناوری اطلاعات در همه علوم فنی و انسانی بیش از پیش مورد استفاده قرار خواهد گرفت و در فضای کسبوکار جهانی یکه تازی خواهد کرد.
شیوه تفکر در قرن 21
بدون شک مهمترین عامل تمایز بین افراد و حتی بین نسلها همین شیوه تفکر انسانهاست. دنیای امروز ما بیش از آنکه موثر از فکر انسانها و رهبران باشد، تأثیرگذار روی فکر انسانها و شیوه اندیشیدن آنها است. شیوه تفکر در قرن 21 بدون در نظر داشتن شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، آپارات، یوتیوب و … عملاً امکانپذیر نیست. شناخت فکر نسل جهان به ما نشان میدهد پدیدههای نوینی در حال ظهور هستند که تا پیش از این اصلاً وجود نداشتند. شاخهای اینستاگرامی، بلاگرهای لوازم آرایشی، یوتیوبرها، مدرسانی که قرار است یک شبه همه را موفق و پولدار کنند! و بسیاری مثالهای دیگر نشان میدهد که فقط با تعامل نفس به نفس با نسل جدید میتوان شناختی نسبی از وضعیت اندیشه آنها بدست آورد و همین تجربه را از حیث روانشناسی و جامعهشناختی مورد بررسی عمیقتر قرار داد تا بتوان در خصوص شیوه اندیشیدن در قرن 21 اظهار نظر کرد.




